عباس اقبال آشتيانى

517

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

مماليك غوريّه كه بر آن حدود سلطنت مىنموده قرار گرفته و از خواص وزير او عين الملك فخر الدّين حسين اشعرى گرديده است . ناصر الدّين قباجه را در سال 625 شمس الدّين التتمش از ميان برداشت و خود مالك متصرفات او شد ، عوفى نيز در دستگاه او داخل گرديد و بوزير التتمش يعنى نظام الملك محمد جنيدى تقرب جست و از اين تاريخ ببعد در دهلى مقيم شد و تا حدود 630 نيز حيات داشته است و از آن ببعد معلوم نيست چه بسر او آمده . محمد عوفى از سال 617 كه در هندوستان اقامت گزيده بتأليف كتاب پرداخته و در آن سرزمين به فارسى سه كتاب انشاء كرده است كه دو كتاب از آنها از معتبرترين و مهم‌ترين آثار ادبى ايران است و آن سه كتاب بقرار ذيل است : 1 - كتاب لباب الالباب در طبقات شعراى فارسىزبان در دو جلد ، جلد اول در شرح حال امرا و سلاطين و وزرا و كتّاب و علمائى كه به فارسى شعر گفته‌اند و جلد دوم در شرح احوال و اشعار شعراى فارسىزبان از فرغانه و ماوراءالنهر تا عراق و آذربايجان و سيستان و افغانستان حاليه . عوفى اين كتاب را در سال 618 بنام وزير ناصر الدّين قباجه يعنى عين الملك اشعرى تأليف كرده است . كتاب لباب الالباب قديم‌ترين كتابى است كه به زبان فارسى در تذكرهء شعراى فارسىزبان در دست است چه كتبى كه در اين موضوع بخصوص پيش از لباب الالباب تأليف شده بوده از ميان رفته است و بيشتر اطلاعاتى كه ما امروز از احوال و اشعار شعراى دورهء صفاريان و سامانيان و غزنويان و سلاجقه داريم مأخوذ از لباب الالباب عوفى است بعلاوه شرح حال بسيارى از علما و فضلاى عهد خوارزمشاهيان و متأخرين سلاجقه كه قريب العهد به عوفى بوده‌اند در جلد اول كتاب او مندرج است اما افسوس كه در انشاء اين كتاب چون عوفى خواسته است كه از ثعالبى و باخرزى و عماد كاتب و غيره كه مؤلفين مشهورترين كتب طبقات شعراى عربند تقليد كند بيشتر همّ خود را صرف لفاظى و عبارت‌پردازى كرده و كمتر مطالب تاريخى بدست داده است . 2 - ترجمهء كتاب الفرج بعد الشّدة به فارسى كه اصل آن از قاضى محسن بن على تنوخى ( متوفى سال 384 ) است و عوفى آن را بعد از انشاء لباب الالباب يعنى در حدود